// این سایت در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و درگاه ملی خدمات الکترونیک ایران ثبت شده است//

******* ******* ******* *******

       /   ایمونوگلوبولین -- •۲۱ بهمن ۱۳۹۱•  ::.        /   بيماري زبان آبی -- •۳۱ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- خاویار -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- آلایش خوراکی دام -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- عسل -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- شیر خام -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- تخم مرغ -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- میگو -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- ماهی -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- گوشت بوقلمون -- •۲۵ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- گوشت مرغ -- •۲۳ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- گوشت شترمرغ -- •۲۳ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   بهداشت فراورده های دامی- گوشت قرمز -- •۲۳ مرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   دارونامه جامع دامهای کوچک -- •۰۷ خرداد ۱۳۹۱•  ::.        /   سوگند نامه دامپزشکی -- •۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱•  ::.        /   خبر مهم: وضعیت خاص صنعت گاوداری -- •۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱•  ::.        /   عوامل شکست در واکسیناسیون طیور -- •۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱•  ::.        /   مدیریت جوجه های گوشتی در هفته اول پرورش -- •۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۱•  ::.        /   مواد ضد عفوني كننده وعملكرد آن ها -- •۳۰ فروردین ۱۳۹۱•  ::.        /   راهنمائي هاي خاص براي بخار دادن در جوجه كشي ها -- •۳۰ فروردین ۱۳۹۱•  ::.
ورود کاربران



نظرسنجی
تعداد دانشکده های دامپزشکی کشور باید ...
 
كیفیت مطالب ارائه شده در سایت دامپزشکان برتر را چگونه ارزیابی می كنید؟
 
صفحه اصلی بهداشت و پرورش سگ نبرد سگ

نبرد سگ

(1 •امتیاز•)

نبرد سگ - درک کردن گروهتان

 

چه کار اشتابهی انجام دادم؟ چه اتفاقی افتاد؟ چرا همچین چیزی اتفاق افتاد؟ (داستان واقعی).

خانمی هر سه سگ خود را که یک مینیاتور پینچر بالغ ، یک شایلو شیپرد بالغ و یک شایلو شیپرد 15 هفته مشکی رنگ بود را برای پیاده روی بیرون برده بود.

آنها به سوی مرد همسایه ای که او هم در حال پیاده روی با دو سگ خود ، یکی از نژاد رتوایلر بالغ و دیگری از نژاد شایلو شپیرد 15 هفته ای بود راه رفتند. (شایلو شیپردها از یک مادر و پدر بودند).

صاحبان سگ ایستادند تا به یکدیگر "سلام" کنند.

ناگهان مینیاتور پینچر آن زن شروع کرد به پارس کردن به سگهای مرد همسایه. آنها سگها را کشیدند تا از یکدیگر جدا شوند. آن مینیاتور پینچر قبلاً هم سابقه حمله به سگها را داشته بود.

چند ثانیه بعد ، هنگامیکه شایلو شیپرد بالغ آن زن شروع به بو کردن پشت رتوایلر کرد ، رتوایلر برگشت و سعی کرد تا پشت شایلو شیپرد را بو بکشد در آن حال شایلو شیپرد حمله کرد. با حمله کردن او تمامی سگها به یکدیگر حمله ور شدند. سپس رتوایلر به شایلو شیپرد بالغ حمله کرد. شایلو شیپرد بالغ با پریدن بر روی توله شایلو شیپرد همسایه بر او نیز چیره گشت. این اولین باری بود که آن شایلو شیپرد بالغ به سگی حمله کرده بود.

زن بر سر سگهای خود با صدای بلند فریاد زد و شایلو شیپردش را از روی رتوالیر و توله شیپرد کنار کشید. ولی نا خواسته قلاده توله شیپرد از دستش افتاد. زمانی که آن مرد درحال کنار بردن دو سگش به گوشه ای دیگر بود ، توله شایلو شیپرد آن زن به دنبال رتوایلر و توله شیپرد دوید. توله شیپرد مشکی آن زن توله شیپرد دیگری را بر روی زمین انداخت و بطور مخوفانه به او غرغر کرد. حالا در اینجا ما دو توله شایلو شیپرد 15 هفته داریم (از یک پدر و مادر) که یکی بر دیگری چیره گشته است.

به گفته آن زن ، رتوایلر مرد همسایه بخوبی آموزش دیده ، اجتماعی شده و حکمفرما بوده است. او نمی توانسه باور کند زمانی که مینیاتور پینچر به رتوایلر حمله کرده ، رتوایلر به او حمله ور نشده . راستی ، چرا باید هر سه  سگ آن زن حمله کنند؟ چرا باید یک توله به توله دیگری حمله کند؟ چرا باید یک سگی که همیشه با سایر سگها رابطه خوبی داشته ناگهان حمله کند؟ در پشت این اتفاق چه چیزی در افکار و چشمهای سگها می گذرد؟ این داستان از نظر سگها چگونه است؟

پاسخ ها

آن زن تمامی سگها را در یک زمان برای راه بردن بیرون برده بود. گروه برای راه رفتن بیرون رفته بودند. در دنیای سگها هر گروه یک رئیس دارد و رئیس همیشه راه را انتخاب می کند. در این زمینه سگها مقلد مینیاتور پینچر بودند ، اول شیپرد بالغ سپس توله شیپرد و در آخر آن زن. به چشم سگها آنها هدایت کننده بودند و زن مقلد آنها.

زمانی که اولین سگ حمله کرد ، زن ترسید و سگها او را نا توان دیدند و بطور غریزی فکر کردند که باید حمله کنند. بطور غریزی سگها ترس و نگرانی را در انسانها نا توانی آن فرد می دانند. سگها به فردی که انرژی ناتوانی دارد و همچنین به مقلد کننده ها گوش نمی دهد. به چشم سگهای آن زن او یک مقلد است بنابراین آنها از مینیاتور پینچر فرمانبرداری می کنند. به نظر مینیاتور پینچر آن زمان موقع حمله کردن بود و انرژی او باعث شد سایر سگهای گروه نیز حمله کنند. تنها کسی که در گروه حمله نکرد انسان بود. اما به چشم سگها حمله نکردن زن غیر عادی نبود زیرا او یک عضو ضعیف گروه به حساب می آمد، سایر اعضای گروه از نظر روحی و روانی برای حمله کردن قوی بودند.

رتبه اعضاء گروه بدین گونه می باشد ...

مینیاتور پینچر رئیس است ، او اول حمله کرد و انرژی او باعث شد سایر اعضای گروه نیز حمله کنند.

توله 15 هفته شایلو شیپرد دومین نفر در ردیف می باشد.

شایلو شیپرد بالغ سومین نفر در ردیف است.

و آن زن که صاحب آن سه سگ است در رتبه آخر قرار گرفته است. او داشت در پشت گروه راه می رفت و به سگها این حس را می داد که آنها رئیس او هستند. او در ابتدا با شور زیادی به همسایه "سلام" کرد ، و سگها این را بعنوان یک انرژی بی ثبات درک کردند. همچنین سگهای آن زن وحشت زدگی را در او زمانی که سگ اول حمله ور شد احساس کردند. به نظر سگها وقتی که هر دو گره همدیگر را دیدند او یک انرژی ضعیف و بی ثبات داشته و بصورت خودکار دارای پایین ترین رتبه در گروه می باشد. سگهایی که از نظر روحی و روانی ضعیف هستند همیشه در آخر قرار می گیرند.

روش صحیح راه بردن سگ بدین گونه است که سگها باید در کنار یا پشت شما راه بروند ، هرگز در جلوی شما نباید راه بروند. زنجیر قلاده باید کمی آزاد و افتاده باشد ، نباید کششی در کار باشد. به نظر انسانها این عمل ممکن است غیر قابل ملاحضه و جزئی باشد ولی از نظر سگ بسیار پر معنا است. غریزه به سگها می گوید رئیس اول از همه راه می رود.

صاحب سگ باید به آنها نشان دهد که او 100% رئیس گروه است حتی 95% کافی نیست باید 100% باشد. رئیس جلوی همه راه می رود ، اگر در هنگام راه رفتن سگها جلوی شما قرار گیرند ، آنها تصور می کنند که رئیس می باشند. اگر شما در خانه همانند یک رئیس رفتار کنید ولی در بیرون از خانه اینگونه نباشد ، سگ دچار سردرگمی می شود ، باید دقیقاً برای آنها آشکار باشد که چه کسی رئیس است. در گروه گرگها ، رئیس همیشه قدرتمند است و 100% رئیس می باشد و هیچ یک از اعضای گروه از دستورات او سر پیچی نمی کنند. در میان گروه سگها ، اگر رئس گروه خود را ضعیف نشان دهد سگ دیگری جای او را خواهد گرفت. این در غریزه آنهاست که اگر رئیس 100% پایدار و استوار نبود جای آنرا اشغال کنند. اگر سگ انسان را ببیند که در پشت آنها دارد راه می رود ، آنوقت می خواهند جای او را بگیرند.

گوشها تیز و بطرف سر کشیده شده اند دم تیز و بطرف بالا گرفته شده است گوشها تیز و بطرف سر کشیده شده اند دم تیز و بطرف بالا گرفته شده است

عکس بالا برخورد دو گروه با یکدیگر است. اول بیایید به مینیاتور پینچر بنگریم (کوچک ترین سگ) ، سگی که حمله کردن را از دو هفته قبل آغاز کرده بود. گوشهایش بطرف سر تیز شده و دمش را بالا گرفته است ، تمامی بدنش می گوید "همینن آلان بجنگ". گوشهای شایلو شیپرد مشکی نیز تیز و دمش نیز راست شده است ، این به این معنی است که او هم می خواهد حمله کند. ولی در شایلو شیپرد بالغ آن زن نشانه ای از جنگیدن وجود ندارد ، دمش آزاد و راحت بوده و گوشهایش تیز نشده است. حالا به سگهای آن مرد نگاه کنید. رتوایلر زنجیر خود را نمی کشد و نشسته است. شایلو شیپرد طوسی رنگ آن مرد نیز از خود رفتار مطیع گرانه ای نشان می دهد ، دمش افتاده است و گوشهایش عقب می باشند اما تیز نیستند ، او نشسته است و قلاده اش را نمی کشد.

مینیاتور پینچر گرایش به پرخاشگری به سایر سگها دارد. شایلو شپرد بالغ معمولاً ریلکس بوده و پرخاشگر نمی باشد و هرگز با سگ دیگری نجنگیده است. شایلو شیپرد مشکی رنگی که در دست دیگر زن می باشد از خود نشانه هایی مبنی  بر غلبه کردن بر سگهای دیگر نشان می دهد. آن زن همیشه فکر می کرد شایلو شیپرد بالغش بخاطر اینکه از بقیه سگها مسن تر و بزرگ تر است رئیس آنها می باشد. برای آزمایش از صحت این گفته صاحب سگها چهار تکه گوشت لذیذ را بر داشت و هر سه سگ را صدا زد ، او تکه گوشتها را بر روی زمین انداخت ، کدام یک از سگها گوشت را برداشت؟ و کدام خود را کنار کشید؟ مینیاتور پینچر سه تکه برداشت ، توله شیپرد یک تکه و شیپرد بالغ حتی سعی نکرد که تکه ای از گوشت را بردارد.

یک مثال (و یک داستان واقعی) از سگ که می تواند  احساسات و انرژی انسانها را حس کند. ذوجینی با وانت خود داشتند در جاده رانندگی می کردند ، در پشت ماشین پنجره ای وجود نداشت. هوا تاریک بود و سگها در پشت ماشین خوابیده بودند. در آئینه بغل ، راننده ماشین پلیسی را دید ، ناگهان پلیس چراغهای گردان خود را روشن کرد. این باعث وحشت زدگی و ترس در راننده شد. کمک راننده متوجه احساس ترس در او نشد ، زیرا راننده هیچ صدا و هیچ قیافه خاصی بخود نگرفت و همچنین کمک راننده نور ماشین پلیس را ندیده بود. به هر حال در همان لحظه که احساس ترس کل وجود راننده را فرا گرفته بود یکی از سگها که در پشت ماشین خوابیده بود از خواب بیدار شد و ایستاد و شروع کرد به غرغر کردن. سگ انرژی صاحبش را احساس کرده بود. خانواده هایی که زیاد با یکدیگر دعوا می کنند بیشتر با سگهایشان به مشکل بر می خورند. بعنوان مثال سگ نمی فهمد که این فریاد کشیدن به آن علت است که کودک تکالیف مدرسه اش را بخوبی انجام نداده یا وقت خوابش گذشته است ، چیزی که آنها می بینند یا حس می کند چیزی جز ناتوانی در گروهشان نیست. اگر سگ ، شما را هر روز در حال جیغ کشیدن ، ناراحتی و ... ببیند آنرا مبنی بر ناتوانی شما می داند. سگها نمی توانند کلمه ای حرف بزنند ، آنها با زبان اشاره و انرژی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. سگها احساسات شما را می توانند درک کنند ، پس بسیار مهم است که شما همیشه با سگتان قوی و مطمئن رفتار کنید. شما باید 100% رئیس گروه باشید.

دو هفته بعد

صاحب آن سه سگ هر روز با سگهایش تمرین کرده و ریاست خود را بدست آورده است.

از زمانی که مینیاتور پینچر سلطه جو ترین عضو گروه شد آنرا در ردیف آخر قرار داد. چیزی که برای ما غیر قابل باور است این بود که مینیاتور پینچر اصلاً سعی نکرد تا جلوی همه راه برود. شاید فکر کنید که مینیاتور پینچر بدلیل آنکه مکانش به آخرین ردیف تغییر کرد ناراحت شد ، اما او خوشحالتر به نظر می رسید.

در عکس بالا صاحب سگهایی را می بینید که قبلاً برای راه بردن سه سگش مشکل داشت. حالا با وجود دو سگ اضافه دیگر از نژاد باکسر برای راه بردن آنها هیچ مشکلی ندارد.

مینیاتور پینچر در سمت چپ تصویر و باکسر در سمت راست دو سگ سلطه جویی هستند که قبلاً سابقه حمله کردن را داشته اند. نقشه ما معرفی مینیاتور پینچر به دو باکسر جدیدی بود که او تا به حال ندیده. اولین دیدار سگها بسیار مهم است و ما می دانستیم که باید این کار را بطور صحیح انجام دهیم. ما فکر می کردیم مینیاتور پینچری که دو هفته قبل به سگهای غریبه حمله کرده بود به آنها حمله ور خواهد شد. ما مینیاتور پینچر را نشاندیم و گذاشتیم تا باکسرها او را بخوبی بو کنند ، مینیاتور پینچر برگشت و یکبار غرغر کرد ، صاحب مینیاتور پینچر زنجیر قلاده اش را بسرعت کشید و او را از کارش وا داشت. بعد از اینکه باکسرها او را بخوبی بوئیدند به نظر آمد که باهم مشکلی ندارند. و سپس ما مینیاتور پینچر را از زنجیر آزاد کردیم. من تصمیم گرفتم که فقط یکی از باکسرهای سلطه جو را آزاد کنم و دیگری را بعد از پایان راه رفتن. من بخوبی او را می شناختم و می دانستم اگر با سگی مدت زیادی راه برود دیگر به او حمله نخواهد کرد. بعد از راه رفتن طولانی دیگر هیچکدام از سگها تمایلی به سلطه گری بر دیگری نداشتند. آن روز راه رفتن با موفقیت انجام شد!

مترجم: آیین مهرآرا

منبع: woofwoof.ir

•یادداشت خود را اضافه نمایید•

•نام شما•:
•ایمیل شما•:
•وب سایت شما•:
•موضوع•:
•یادداشت•:

به اشتراک گذاری این مطلب

 

نظر سنجی پرطرفدارترین بخش

به نظر شما چه مطالبی در سایت بیشتر درج شود؟
 
راهنمای سایت

برای دسترسی آسان به مطلب مورد نظر از منوی جستجو در بالا استفاده نمائید. جهت دسترسی موضوعی از منوی بخش ها در بالا مجموعه مورد نظر خود را پیدا کنید. برای دسترسی به همه مطالب، عکس ها و کتابها حتما در سایت عضو شوید.

عضویت در سایت

Info@Mainvets.com

•اعضا• : 5444
•محتوا• : 1894
•لینک وب ها• : 258
Designed by : Mojtaba Alimolaei | Mainvets